العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
248
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
ترا ملامت كند بر تو منت گذاشته ، زياده روى در ملامت آتش لجاجت را برافروزاند ، چه بسا مريضها كه نجات يابند و سالمها نابود شوند ، هر گاه آز نابودكننده باشد نااميدى يابنده باشد هر برهنهاى بپاداش نرسيده ، چه بسا بينا راهش را خطا كند و نابينا هدايت شود . هر جويندهاى نمىيابد و هر كس كه بترسد نجات پيدا نمىكند ، بدى را بتأخير انداز ، زيرا كه هر گاه بخواهى زود مييابى آن را ، اگر خواهى به تو نيكى شود نيكى نما و يارى كن برادرت را در هر حال كه هست ، نكوهش را زياد مكن كه بهرهاش كينه است و به خشمى سخت ميكشاند ، ببخش به كسى كه ميخواهى به تو ببخشد ، جدا شدن از نادان مساوى پيوند خردمند است ، جلوگيرى خشم از كرامت است ، كسى كه با روزگار دشمنى كند نابود شود و كسى كه ناپسند شمرد آن را خشم نمايد . چقدر بلا بمردمان سركش نزديك است ، سزاوار بدان به كسى كه نيرنگ باز است وفا نكنى ، لغزش بيم دهنده سختترين لغزش است ، بيمارى دروغ بدترين بيماريست ، فساد همه را نابود كند ، ميانهروى اندك را فراوان كند ، بلندى پستى دارد ، نيكى به پدر و مادر از سرشت كريم است ، لغزشها با شتاب است . خوبى در لذاتى كه پشيمانى دارد نيست . خردمند كسى است كه آزمايشها او را پند دهد ، هدايت چشم را بينا كند ، زبان تو بازگوكنندهى خرد تو است ، با اختلاف همبستگى نيست ، از خوبى همسايه جويا شدن از حال همسايه است ، ميانهرو هرگز نابود نشود ، پارسا هرگز نيازمند نگردد ، خبر ميدهد از كار مرد كسى كه در كارش دست دارد چه بسا چاهكنندهاى كه اقدام مرگش كند ، باميد اطمينان خريدارى مكن هر چيز بيمناك زيانآور نيست ، چه بسا شوخيى كه جدى شود آنكه خود را از روزگار ايمن داند خيانت كرده هر كس زمانه در نظرش بزرگ شود جسارت كرده آنكه خوارش كند خوارش نمايد ، هر كس به او پناه آورد بسلامت نگاهش